تحلیل الگوهای مفهومی در تبیین مؤلفه های ارتباطی بین مدیریت دانش و آموزش

نوع مقاله : پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی و استادیار مدیریت اطلاعات و دانش، دفتر ارتباطات علمی و همکاری های بین المللی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، وزارت جهاد کشاورزی، تهران، ایران.

2 عضو هیات علمی و مربی پژوهشی مرکز فناوری اطلاعات و اطلاع‌رسانی کشاورزی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.

چکیده

هدف: این مقاله به تبیین ارتباط بین حوزه های مدیریت دانش و آموزش از طریق تشریح مؤلفه های بنیادین و ارکان مرتبط با حوزه‌های پیش گفته در بستر تبیین الگوهای مفهومی تأثیر گذار بین المللی اقدام می نماید.
روش پژوهش: این مقاله توصیفی-تحلیلی با تکیه بر روش شناسی تحقیق سندی به بررسی پیشینه پژوهش در ارتباط بین تفکر مدیریت دانش و آموزش در کشور اقدام می نماید و در تشریح این ارتباط به تفسیر و تحلیل الگوهای  مفهومی بین المللی تاثیر گذار در تبیین این فرایند می پردازد.
یافته ها: آگاهی به عنوان دو زیرساخت اصلی در مقوله یادگیری در امور آموزشی و ایجاد نظام های دانش بنیان در نظر گرفته می شوند. از دیدگاهی دیگر، دانش درونی و بیرونی و ارتباط بین آنها به عنوان مبنایی برای ریشه شناسی تاریخی کاربرد مدیریت دانش در حوزه آموزش تلقی می شود. ارتباط بین انواع دانش، منجر به شکل گیری دانش فردی، گروهی و سازمانی می شود. ارتباط نظام مند و درونی بین حوزه های آموزشی، خصوصا آموزش عالی و فرایند مدیریت دانش را می توان از طریق تبیین ارکان آموزش و چرخه مدیریت دانش، تحلیل کرد. در ریشه یابی این یافته ها، سه الگوی مفهومی معتبر بین المللی، شامل ماتریس تحلیل فرایند دانش و دانایی و تاثیر آن بر یادگیری، مدل مفهومی SECI  در فرایند شکل گیری انواع دانش و مدل تحلیلی چارچوب مدیریت دانش در موسسات آموزش عالی مورد تفسیر قرار گرفته اند.
نتیجه گیری: فرایند مناسب سازی و تبادل دانش به عنوان ارکان اصلی مدیریت دانش با اهداف امور آموزشی در توانمند سازی دانش محور و دانش افزایی کلیه نقش آفرینان در عرصه آموزش در ارتباط کامل است. به این ترتیب، در هرگونه از برنامه های اشاعه دانش، می بایست محتوای آموزش یعنی دانش و شیوه انتقال آن را از طریق سازوکارهای مدیریت دانش به فراگیر به عنوان استفاده کننده نهایی در نظر گرفت.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Analysis of the conceptual models to clarify the main components of relational characteristics between Knowledge Management and Educational Affairs

نویسندگان [English]

  • Maziar Amirhosseini 1
  • Javad Bashiri 2
1 Faculty Member & Assistant Professor, Academic Relations and International Affairs, Agricultural Research, Education and Extension Organization (AREEO), Tehran, Iran.
2 Faculty Member of Agricultural Center for Scientific Information and Technology, Agricultural Research, Education and Extension Organization (AREEO), Tehran, Iran.
چکیده [English]

Objective: The purpose of this article is to explain the relationship between knowledge management and educational affairs through explaining the basic components and main elements related to the aforementioned fields based on influential conceptual models.
Methods: This descriptive-analytical article explained the research back ground in the relations between knowledge management and education in Iran based on the documentary research method. In the explanation of the mentioned relations, the influential international conceptual models have been interpreted and analyzed to clarify the related process.
Resultss: Knowledge and knowing are considered as the two main infrastructures in the field of educational affairs and the establishment of knowledge-based systems. From another perspective, tacit and explicit knowledge and the relationship between them are considered as a basis for the historical root of the application of knowledge management in education. The relationship between different types of knowledge leads to the development of individual, group and organizational knowledge. The systematic and internal relationships between educational fields, especially higher education and the knowledge management process can be analyzed by explaining the main elements of education and the knowledge management cycle. In rooting out these findings, three international authorized and valid conceptual models, including Knowledge and Knowledge Matrix, SECI conceptual model and Knowledge Management Framework for Teaching Universities have been interpreted.
Conclusion: The process of adaptation and knowledge exchange as the main components of knowledge management is fully related to the goals of educational affairs in knowledge-based empowerment and knowledge enhancement of all stakeholders in the field of education. Thus, in any knowledge dissemination program, the content of education, that is, knowledge and how to transfer it through knowledge management mechanisms should be taken into account for the learner as the end user.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Knowledge management
  • Higher Education
  • Educational Affaires
  • Conceptual Models
  • tacit knowledge
  • explicit knowledge